محمد بن حسين البيهقي
1064
تاريخ بيهقى ( فارسي )
ص 957 ( 1 ) - چاشتگاه فراخ : نزديك نيمروز ( ظهر ) ( 2 ) - حصار كرد : كذا ، و پس از اين ذكر آب « بر كرد » است كه ظاهرا مربوط به همين حصار است بهر حال احتمال غلط مىرود چون هيچيك ازين دو نام در كتابها نيست شايد « گروگرد » يا ديگرى از صورتهاى آن باشد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 3 ) - گذاره كردم : بضم اول عبور كردم ( 4 ) - مرو : مقصود از مرو مرو الرود است نه مرو شاهجهان - سوى مرو رفته ، مسند براى امير ، كه با فعل « يافتم » به آن اسناد داده شده است ( 5 ) - به روى ما رسيد : بر ما وارد آمد ( 6 ) - قصبه : بفتح اول و دوم ، جائيست بزرگتر از ده و كوچكتر از شهر ( شهرك ) - در اينجا مراد از قصبه غرجستان مركز اين ناحيه است ( 7 ) - از آن من : از كسان من ( 8 ) - خرپشته : خيمه ( 9 ) - لتانبان : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم و سكون چهارم بىحفاظ ( لغتنامهء دهخدا ) - مرحوم دكتر فياض در حاشيه يادداشت آقاى مينوى را نقل كردهاند « لتانبان همان كلمه است كه در زبان محاورهء امروز لته بار مىگويند » - در نسخهبدل « ما خود در حساب اينان بوديم » آمده است كه مناسبتر مىنمايد - مرحوم سعيد نفيسى لتانبان را بمعنى انبانپاره و مجازا بمعنى بيهوده و بىقدر و قيمت ميدانند ( ص 791 ج 2 تاريخ بيهقى ، تصحيح سعيد نفيسى ) ( 10 ) - بامداد را : تا صبح - را حرف اضافه براى انتهاى غايت ( 11 ) - سوار شده : سوار بر مركب ، حال براى بو الحسن ( 12 ) - نسيه : بفتح اول و سكون دوم مأخوذ از نسيئه عربى ، چيزى كه نقد نباشد و به زمانهء بعيد وعدهء اداى آن كرده باشند ( غياث اللغات بنقل از لغتنامه ) ( 13 ) - بهم افتاديم : با هم شديم و گرد آمديم ( 14 ) - تنگ ساق : داراى ساق تنگ و سخت و محكم - شايد « تنگ ساق » باشد يعنى داراى ساق ظريف و نازك ، در چاپ سال 1324 تاريخ بيهقى تصحيح مرحوم دكتر فياض « تنك ساق » آمده است ( 15 ) - چون افتادى : چه شدى و چه بر تو گذشت ( 16 ) - ساخت : سازوبرگ و يراق اسب ( 17 ) - معنى جمله : باقبال سلطان جان از مهلكه بدر بردم ( 18 ) - دادهء خداوند : بخشش و عطيهء سلطان ( 19 ) - برداشتيم : روانه شديم ( 20 ) - سكزى : بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم سيستانى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 178 شمارهء ( 6 ) ( 21 ) - جلد : بفتح اول و سكون دوم چالاك و دلير ( 22 ) - در زير درختى افتاده : حال براى بو الحسن ( 23 ) - ساز : ساخت و يراق اسب ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 707 شمارهء ( 13 ) ( 24 ) - سخت سرى : سرسختى و ايستادگى و لجاجت ص 958 ( 1 ) - به شكم بيرون آوردند : از شكم خارج كردند ، به حرف اضافه مفيد معنى مجاوزت ( 2 ) - لختى آب : كمى آب ( 3 ) - شب را : در شب يا شبهنگام ، را حرف اضافه مفيد ظرفيت